تبلیغات
تابش - دلم را سپردم به بنگاه دنیا
 
تابش
(Radiation)

دلم را سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز،برای دلم مشتری آمد و رفت

ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را

تماشا نکرد

دلم قفل بود

کسی قفل قلب مرا وا نکرد

یکی گفت:

چرا این اتاق،پر از دود و آه است؟

یکی گفت:

چه دیوارهایش سیاه است!!

یکی گفت:

چرا نور اینجا کم است؟؟

و انگار هر آجرش،فقط از غم و غصه و ماتم است!!

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

و من تازه آنوقت گفتم:

خدایا تو قلب مرا می خری؟؟

و فردای آنروز خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه پشت خود بست

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید دیگر برای شما جا نداریم

ازین پس به جز او کسی را نداریم.

 

                                                "شعر از خودم نیست"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :