تبلیغات
تابش - و ناگهان بیگ بنگ....
 
تابش
(Radiation)
دوشنبه 1391/05/9 :: نویسنده : سید اكبر حسینی
تنها سکوت مطلق بود. نور و سایه ای نبود. هوا هم نبود. زمان مساوی صفر بود. و آنچه بود عالم بالا بود و عرشیان. زمین و کیهانی نبود.
همه چیز مهیا شد، گرچه اول چیزی نبود. خالق بود و کامل. پس بایست بیافریند و به کمال برساند. عالمی در راه است و عرشیان حیران از چگونگی آغازش. ....
همه در انتظار و حیرت که تصمیمش را نمیشود ....، شاید هم بشود سر از کارش درآورد! اما دیگر مقدر شده بود. 
مهربان ذره ای آزاد کرد، آنقدر که به زحمت میتوان دیدش. نهیبی برخاست و زمان آغاز شد. آنقدر عظیم بود که گویی همه چیز بود در حالی که ذره ای بیش نبود. آری انفجار بزرگ آغاز شد و قانون همزاد تاریخی این واقعه شد. نه اینکه اول نبود، اما این گونه نبود. خلقت در مسیر تکامل افتاد. خالق از نور خود جهانی دگر آفرید .
شش روز گذشت. از جنس روزهایی که اول نبود. مسافری در راه بود. خالق اینبار از روح خود او را ساخت تا همیشه در کنارش باشد، نزدیکتر از رگ گردنش.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :